کانال تلگرامی موسسه فرهنگی نور و نشاط

شهید محمد حسین ذوالفقاری

 

20141010120217_7کم سن­ترین شهید دفاع مقدس

شاید برای خیلی­ها سوال باشد که کم­ سن و سال­ترین شهید دفاع مقدس کیست؟ در عملیات کربلا ۶ نوجوانی دوازده ساله در گردان عاشورا بعنوان تک تیرانداز در جبهه شوش حضور داشت که شاید در آن زمان کمتر کسی از سن واقعی او خبر داشت. وی که در عملیات­های مختلفی به همراه برادر خود حضور حماسی داشته و برای بچه­های جنگ چهره­ای آشنا بود، در این عملیات بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و لقب کم سن و سالترین شهید دوران دفاع مقدس لقب گرفت.

بیوگرافی

شهید محمد حسین ذوالفقاری در دهم فروردین ماه سال ۱۳۴۸ در خانواده­ای عاشق اهل بیت عصمت و طهارت در شهیدیه میبد متولد شد. او از کودکی به مکتب­خانه رفت و قرآن را فرا گرفت. او در سن نه سالگی به همراه خانواده خود به زیارت عتبات عالیات مشرف شد و سه بار توفیق یافت که به زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) برود. او در نجف به دست بوسی حضرت امام خمینی(ره) مشرف شد. او از آن حضرت سوالاتی درباره انقلاب اسلامی پرسید و به همراه خود چند تا عکس از حضرت امام خمینی(ره) و شهید سید مصطفی خمینی را به ایران آورد.

 

فعالیت در انقلاب و رفتن به جبهه

وی در دوران انقلاب اسلامی فعال و کوشا بود و در تظاهرات شهر مشهد نیز شرکت داشت. برادرش علیرضا در این تظاهرات از ناحیه کتف زخمی شد. با شروع جنگ تحمیلی برادرش در جبهه­ها حضور یافت که این حضور باعث اشتیاق محمد حسین شده بود. وی با کسب رضایت والدین به آموزش نظامی رفته بود، سپس درخواست اعزام به جبهه می­کند، در نهایت با اصرارهای فراوان در بیست و سوم مهر ماه سال ۱۳۶۰ به جبهه می­رود، کمتر از دو ماه بعد در منطقه لاله زار بستان برادرش علیرضا به شهادت می­رسد و او برای تشییع جنازه برادر به یزد فرستاده می­شود.

 

نحوه شهادت

محمد حسین به یزد می­آید، چند روز پس از تشییع برادر به جبهه باز می­گردد، در گردان عاشورا بعنوان تک تیرانداز سازماندهی می­شود، در جبهه شوش به پیکار با نابکاران می­پردازد و سرانجام در تاریخ بیست و هشتم آذر ماه سال ۱۳۶۰ بر اثر اصابت ترکش به معراج الهی پر می­کشد.

 

وصیتنامه

بسم­الله الرحمن الرحیم

بسم رب شهداء و الصدیقین

انا لله و انا الیه الراجعون

سلام بر امام زمان(عج)، سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران

به نام خدای در هم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان

ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود. ای منافق! ای ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن! به من نگاه کن، ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می­روم و جانم را در راه اسلام، قرآن و خدا فدا می­کنم. خودت فکر کن ای منافق که تو در راه چه کسی کشته می­شوی، بخاطر احساسات نفسانی و درونیت یا بخاطر شخص و اشخاص یا برای خدا، معلوم است که تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته می­شوی، چه بیهوده. درود بر آن کسانی که راه حق را پیمودند، در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند.

ای ملت ایران! هرگز نگذارید که فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند. ای ملت ایران! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد. ای مردم! هرگز فرزندانتان را بخاطر مال اندوزی و طمع دنیا بزرگ نکنید که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو می­برد، از خدا دور می­کند و بازگشت آنها را ناهموار می­کند.

ای مردم! به خدا خمینی را رها نکنید که حسینی است. اگر خمینی را رها کردید، از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید. اگر رهایش نکردید، پیرو او بودید، از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و ((هل من ناصر ینصرنی)) حسین(ع) را از زمین گرم کربلا لبیک گفته­اید به امید اینکه این چنین باشد.

ای کارمند! ای کشاورز! ای کارگر! ای بازاری! ای مردم ایران! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت می­کنید برای اسلام است، به خدا که چنین است. ای مردم ایران! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید، شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این مملکت حکومت امام زمان(عج) در آن استقرار خواهد یافت زیرا ظهور امام زمان(عج) در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.

خداحافظ، به امید پیروزی اسلام بر کفر.

وصیتم به پدر و مادرم:

مادر عزیزم! سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم. سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز بکار بردی تا من رشد و نمو کنم که تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم و نه مال خودم بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است که باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم پس شما نباید غصه بخورید، از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید زیرا که خدا در قرآن می­فرماید: ((و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون)) ((و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده­اند، مرده­اند بلکه زنده­اند و نزد خدا روزی می­خورند.)) ان­شاءالله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته­اند، قوت و نیرویی عطا کند. ای پدر و مادر! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده­ام و آنها از من ناراضی هستند، مرا ببخشند که خدای مهربان مرا ببخشد.

 

روحش شاد و یادش گرامی

۲ نظرها

  1. سلام و ادب
    خداقوت …
    البته عکس شهید این نیستا!

    • سید علی احمدیان

      سلام بر ادمین مربی.
      ممنون از تذکر حضرت عالی . ولی من این رو از اینترنت گرفتم، اگر شما عکس بهتری و مشخص تری دارید برای من بفرستید. ممنون میشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به سوال امنیتی پاسخ دهید *