ضرورت ازدواج

0
0

سلام. ازدواج بغیر از برطرف نمودن نیاز غریزی برای دختر چه ضرورتی دارد ؟ خصوصادرجامعه کنونی که عدم وفادارای و بیراهه روی پسران فریاد میکند !!! 27سالمه وشخصا حقوق خوب وضعیت خانوادگی خوبی دارم وهرچه بیشترمیگذرد نیاز به ازدواج را کمترحس میکنم . تشکر از پاسخگویی شما

0
0

مخاطب گرامی!

شما ابتدا فرض كرده ايد كه مردان داراى صفاتى زشت و ناپسند هستند و بعد در اثر يك بدبينى بسيار افراطى تمامى مردان را به صفات و رذايل نامبرده به صورت مطلق متهم ساخته و با اطمينان از چرايى آن سوال كرده ايد. آيا منصفانه است كه بگوييم تمامى مردان چنين و چنان هستند، يعنى در ميان مردان افراد صالح و خير خواه و خوش اخلاق و باوفا و مهربان و با حيا و نيك سيرت و خوش فكر اصلا يافت نمى شود و اين صفات خاص زنان است؟ خوب خود شما اذعان خواهيد كرد كه چنين نيست. نه خدا خواسته كه مردان موجودات بدى باشند و نه ذات آنها چنين اقتضايى دارد. اين نكته در مورد زنان نيز صادق است. در ميان زنان نيز خوب و بد وجود دارد و به هيچ وجه در قضاوت در مورد انسان ها مطلق گرايى صحيح نيست. بنابراين ما حدس مى زنيم كه شما در مورد مرد خاصى یا چند نمونه خاص صحبت مى كنيد و احتمالا از فرد به خصوصى بى وفايى و بى مغزى ديده ايد و به خاطر همين ناراحتيد و روى كلام خود را از ناراحتى به سوى تمامى مردان نموده ايد.

به چند نكته كلى توجه كنيد:

1 بدبينى و سوء ظن كه بنابر نص قرآن كريم در سوره مباركه حجرات آيه 12 از گناهان است و دستور قرآن كريم، پرهيز و دورى از آن است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيرًا مِنَ الظَّنّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنّ إِثْمٌ» «اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از بدگمانى ها بپرهيزيد كه برخى از آنها گناه است».

2 بدرفتارى با ديگران و سوء خلق كه امرى نامطلوب و ناشايست و بر خلاف دستورات دين در مورد حسن خلق و خوشرفتارى با ديگران است.

علاوه بر اينها اين نوع برداشت و رفتار و اين نحوه تفكر، مشكلى در برابر ازدواج و زندگى آينده شما است و موجب مى شود كه امر مقدس ازدواج براى شما، كارى دشوار و سنگين باشد و يا خداى ناخواسته زندگى آينده شما از استحكام و دوام برخوردار نباشد.

بندگان خوب خدا در ميان هم صنف ها و گروه ها و قشر ها پراكنده اند، هم چنان كه بندگان ناشايست و بد نيز در هر جا وجود دارد. وجود مردى شايسته و صالح در ميان فاميل و يا محل كار حجت را بر شما تمام مى كند و خط بطلان بر اين تفكر غلط شما مى كشد. سعى كنيد نقاط قوت مثلا پدر یا برادرتان را نيز مورد توجه قرار دهيد و تنها به بدى ها و نقاط ضعف آنها نگاه نكنيد. از طرف ديگر كاستى ها و ضعف هاى خود را نيز ملاحظه كنيد تا قضاوتى شتابزده و دور از واقعيت نداشته باشيد. اولين ثمره بدبينى تيره و تار شدن افق زندگى براى خود انسان است. انسان هاى بدبين زندگى ناگوار و خالى از شادى و نشاط دارند. در روايات فراوانى به ما دستور خوش بينى داده اند تا بدين وسيله زيبايى ها را ببينيم و نه زشتى ها را و در افق هاى روشن بينديشيم نه آينده‏اى تيره و تار. به خود تلقين كنيد كه اشتباه و زياده روى كرده ايد و تمرين كنيد در اين امور متعادل و واقع بين باشيد.

مطمئنا شما خوب مى‏دانيد كه ازدواج بزرگ‏ترين و مهم‏ترين حادثه زندگى انسان است و دختران و پسران ميوه‏هاى باغ زندگى انسان‏هايند و دست آفرينش نوعى جاذبه و كشش درونى در آن‏ها به وديعت نهاده است. اضطراب و ناآرامى آنان در اين سنين از طريق ازدواج به سكونت و آرامش تبديل مى‏گردد و قرآن كه راز آفريدن همسر را “لتسكنوا اليها” مى‏داند، بدين نكته اشاره دارد. البته ازدواج و زندگى مشترك وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است كه روحيه‏ها و طرز تفكر دو طرف، همسو و نزديك باشد. در غير اين صورت، ريسمان وحدت و يگانگى به ضعف و سستى مى‏گرايد و سرانجام گسسته مى‏شود. در زندگى خود شاهد پديده‏هاى تلخ و درد آورى هستيم كه دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و كاخ زندگى مشترك زوجين را فرو مى‏پاشد. بى‏ترديد محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خيالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق اين پديده‏ها به شمار مى‏آيد. بنابراين، اگر در گزينش همسر اصول صحيح رعايت‏شود، بخش عظيمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشكلات از ميان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زيباتر مى‏شود.

با توجه به نقش بسيار سازنده ازدواج در زندگى فردى و اجتماعى، در دين مبين اسلام سفارش فراوانى در مورد ازدواج شده كه همگى بر اهميت و آثار ارزنده آن دلالت دارد و ناگفته پيداست كه تعابيرى مثل: “النكاح سنتى فمن رغبتى عن سنتى فليس منى؛ ازدواج سنت و آيين من است و هر كه به سنت من پشت كند از من نيست” به طور كلى در جهت تشويق و ترغيب به اين امر الهى و سنت نبوى (ص) است و هدف از آن ايجاد انگيزه و يادآورى اهميت و ارزش آن است و با اين گونه روايات درصدد گوشزد كردن آثار و خيرات عميق آن مى‏باشند؛ چنانچه در مورد محاسبه نفس نيز داريم كه: كسى كه نفس خود را محاسبه نكند و پرونده اعمالش را بررسى ننمايد از ما اهل بيت نمى‏باشد و واضح است كه اين حديث به اين معنا نيست كه چنين فردى شيعه و دوستدار ما خانواده نمى‏باشد. بلكه هدف توجه دادن به اهميت محاسبه نفس مى‏باشد. با توجه به اين نكته معلوم مى‏شود در اين روايات خطاب به كسانى است كه با وجود داشتن امكانات و زمينه ازدواج به اين سنت پيامبر (ص) اهميتى نمى‏دهند و با اين كار عملاً به سنت و شيوه و روش پيامبر (ص) بى‏اعتنايى كرده و آن را كوچك و كم‏اهميت مى‏شمرند و اين زمينه‏ساز تخلف و سرپيچى و پشت كردن به ديگر سنت‏هاى پيامبر و اولياى الهى (ع) و انحراف از دين مبين مى‏باشد. مسلماً خطاب اين گونه احاديث با افرادى نيست كه به خاطر عدم آمادگى و يا وجود موانعى بر سر راهشان هنوز براى ازدواج آمادگى ندارند. بلكه بيشتر متوجه كسانى است كه به خاطر ترس از فقر و ندارى و يا عدم توكل بر قدرت خداوند و يا ترس از مسؤوليت‏پذيرى زير بار ازدواج نمى‏روند.

ازدواج داراى فوايد بسيارى است از جمله:. 1 بقاى نسل،. 2 آرامش و تعادل روحى و جسمى،. 3 سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه،. 4 تامين نياز طبيعى و غريزى انسان،. 5 ارضاى حس محبت كردن و مورد محبت قرار گرفتن و….

البته ممكن است بعضى از اين فايده‏ها براى برخى مهم‏تر باشد گاهى شخصى به جهت ارضاى غريزه جنسى خود، ازدواج مى‏كند و آن را از نظر اهميت در رتبه اول قرار مى‏دهد و گاهى به دست آوردن شريك و ياورى دلسوز در زندگى براى او اهميت دارد و… بايد دانست كه بعضى از اين فوايد در ازدواج موقّت نيز تحقق مى‏يابد.

اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تاكيد دارد كه انسان در شگفتى فرو مى‏رود. استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ در جواب نوشتم: مساله انسان است. با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آيد»

يكى از مهم ترين دام هاى شيطان كه به وسيله آن بيشتر افراداز صراط مستقيم الهى و دين حق منحرف مى شوند و به گرداب معصيت وگناه مى افتند، مساله غريزه جنسى است. وقتى انسان مورد حلالى براى ارضاى اين غريزه و خاموش كردن اين آتش سوزان داشته باشد، ديگر فكرخيانت به نواميس ديگران و آلوده شدن به گناهان ديگر (از قبيل زنا و لواط واستمناء) از سرش بيرون مى رود. همچنين مرتكب گناهان ديگرى كه مقدمه براى بعضى از كارها است (مثل دروغ، حيله و مكر، خودكشى، قتل و….) نمى شود و اين مساله به تجربه ثابت شده است. آرى اگر كسى ازدواج كند در واقع نصف دينش را حفظ كرده، پس بايد راجع به نصف ديگرش تقواپيشه كند، چون نصف ديگر گناهان هم منشأ ديگرى دارد؛ مثل ربا خوارى، رشوه، ظلم و تعدى، حب رياست كه منشا آنها حب و علاقه به دنيا است.

بى‏شك هيچ شالوده‏اى، مقدس‏تر از بناى رفيع ازدواج نيست‏ و هر ملتى در دين و آيين خود به نوعى از آن بهره‏مند است. دين اسلام بيش از همه بر آن تأكيد دارد و براى آن آثار و فوايد مهمى ياد كرده است.

در قرآن مجيد سه آيه در اهميت اصل ازدواج آمده و همگان را به آن تشويق و دعوت كرده است:

1 «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ» «مردان و زنان بى همسر خود را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح را، اگر فقير و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد خداوند گشايش دهنده و آگاه است».

2 «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِى ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» «و از نشانه‏هاى او اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و در ميانتاتان مودت و رحمت قرار داد. در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند».

3 «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِى الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلاَّ تَعُولُوا «و اگر مى‏ترسيد كه [به هنگام ازدواج با دختران يتيم‏] عدالت را رعايت نكنيد [از ازدواج با آنان چشم پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج كنيد دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را [در باره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالك آنهاييد، استفاده كنيد. اين كار از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند».

علاوه بر آيات، روايات بسيارى نيز در اين زمينه وجود دارد چنان كه از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نقل شده است: «هر كس ازدواج كند، به درستى كه از نصف دينش پاسدارى كرده است».

از اين رو فقيهان ازدواج را از مستحبّات مؤكد بر شمرده‏اند و آن را براى كسى كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بيفتد، واجب دانسته‏اند.

در اسلام و سنت پيامبر (ص) ترك ازدواج و رهبانيت تبليغ نشده است، بلكه بين رهبانيت و هرج و مرج نسبى راه صحيح و متعادل كه ازدواج و كاميابى شروع و كنترل شده جنسى است پذيرفته شده است. از طرف ديگر ممكن است اشخاص مشكلاتى داشته باشند و نتوانند ازدواج كنند در اين صورت نمى‏توان گفت دين آنها ناقص است. آرى، اگر شخصى براى او امكانات ازدواج فراهم باشد و شخص خوبى هم در دسترس باشد و با اين همه ازدواج نكند. سنتى از سنت‏هاى پيامبر (ص) را ترك نموده است.

ارضاى غريزه جنسى و تأمين نيازهاى فيزيولوژيك انسان از آثار مثبت ازدواج است ولى مى‏توان فلسفه و حقيقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو كرد: تكميل، تسكين و توليد.

. 1 تكميل‏

هيچ انسانى به تنهايى كامل نيست و پيوسته در جهت جبران كمبود خويش تلاش مى‏كند. جوان در پى رسيدن به استقلال فكرى است براى جبران نواقص و تأمين نيازهاى بى شمار خود به سوى ازدواج سوق داده مى‏شود و با گزينش همسرى مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مى‏كند. مرحوم شهيد مطهرى در اين باره مى‏فرمايد: «تشكيل خانواده يعنى يك نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت ديگران…. و يكى از علل اين كه در اسلام ازدواج يك امر مقدس و عبادت تلقى شده است همين است… ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعى فردى و توسعه پيدا كردن شخصيت انسان است… پختگى اى كه در پرتو ازدواج و تشكيل خانواده ايجاد مى‏شود، در هيچ جاى ديگر نمى‏توان به آن رسيد. و آن را فقط در ازدواج و تشكيل خانواده بايد بدست آورد.»

1 شخصيت انسان پس از ازدواج به يك شخصيت اجتماعى تبديل مى‏شود زيرا در پرتو ازدواج و زندگى مشترك خود را شديداً مسؤول حفظ همسر و تأمين وسائل زندگى و تربيت فرزندان آينده تلقى مى‏كند و تمام هوش، ابتكار و استعدادهاى خود را به كار مى‏گيرد به عبارت ديگر، احساس مسؤوليت اجتماعى در او شكل مى‏گيرد و بسيارى از شايستگى‏ها و توانمندى‏هاى نهفته در درونش را شكوفا مى‏سازد.

بنابراين، مى‏توان ازدواج را مايه رشد و كمال يافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه‏اى آفريده كه بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف كامل مى‏شود. مرد به زن نيازمند است و زن به مرد. هر كدام از دو جنس از نظر روحى و جسمى به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در كنار هم يكديگر را تكميل مى‏كنند.

. 2 تسكين‏

مهم‏ترين نيازى كه بر اثر ازدواج تأمين مى‏شود، نياز به آرامش و احساس امنيت و آسودگى است اين نياز كه در سرشت آدمى ريشه دارد، چنان مهم است كه خداوند در بيان فلسفه ازدواج مى‏فرمايد: «از آيات و نشانه‏هاى خداوند اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داديم تا در كنار آنان آ رامش يابيد.» 2 بنابراين، همسر موجب آرامش و امنيت خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحى زن و مرد قرار داده شده است. در اوايل جوانى احساس تنهايى، بيهودگى و نداشتن پناهگاه انسان را فرا مى‏گيرد. ازدواج و قرار گرفتن در كنار همسرى شايسته و دلسوز اين احساس را از بين مى‏برد و او را به آرامش روحى مى‏رساند. اين احساس آرامش به ثبات فكرى و روحى، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت مى‏انجامد. در واقع دست آفرينش نوعى كشش درونى ميان زن و مرد به وديعت نهاده تا هر كدام در سنين خاص خواهان يكديگر شوند و اضطراب وپريشانى‏شان از طريق ازدواج به سكونت و آرامش تبديل گردد. دانشمندان علوم تجربى و انسانى نيز ارضاى صحيح و به موقع غريزه جنسى و ترشح معتدل غدد جنسى را براى سلامت جسم و روان آدمى لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره‏اى از بيمارى‏هاى روانى و گاه جسمانى شمرده‏اند.

. 3 توليد

يكى از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاى نسل آدمى است. توليد و تكثير نسل را نبايد كوچك و بى اهميت شمرد زيرا هدف آفرينش جهان وجود انسان و پرورش و تكامل او است. توليد و پرورش انسان‏هاى خدا پرست و موحد و نيكوكار و صالح، مطلوب خداى جهان آفرين است. از ديدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براى پدر و مادر يك عمل صالح شمرده مى‏شود و در سعادت دنيا و آخرت آن‏ها مؤثر است به همين جهت، معصومان توليد و تكثير نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «چه مانع دارد كه مؤمن براى خودش همسرى برگزيند. شايد خدا فرزندى به او عطا كند كه با گفتن لااله الاالله زمين را سنگين سازد.» در حقيقت زوج‏ها از طريق فرزندان خود رشته پيوند ميان اعضاى يك نسل را به وجود مى‏آورند. اين امر از اهداف اساسى ازدواج است وجود فرزندان به گرمى، پويايى و صفاى كانون خانواده مى‏انجامد و انگيزه ادامه زندگى را در انسان تقويت مى‏كند.

البته روشن است كه در پرتو ازدواج يكى از نيازها و غرايز مهم انسان (غريزه جنسى) تأمين و به روشى درست ارضا مى‏شود. با تأمين اين نياز جسمانى، فرد از نظر روانى، ذهنى و اخلاقى به آرامش مى‏رسد و مسير بسيارى از انحرافات جنسى و اخلاقى و اجتماعى بسته مى‏شود.

فوايد ديگر: گذشته از نيازها كه ضرورت ازدواج را معنى مى بخشند، بناى ازدواج تنها بر رفع ضرورتها تكيه ندارد، بلكه علاوه بر آن، بر منافع و فوايد ديگرى نيز استوار است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى شود.

1 بزرگ شدن روح: يكى از مهمترين نتايجى كه در اثر ازدواج حاصل مى شود بيرون رفتن فرد از مدار فرديت خود و شكسته شدن نسبى اما قابل توجه حصار نفسانيت انسان است، ازدواج توأم با توجه به يك فرد ديگر كه تا بحال غريبه بوده و يا حكم نامحرم داشته است مى باشد و اين امرى است مهم، چرا كه تا بحال جوان ما بجز وجود خود و آمال و آرزوهاى خود فكرى ديگر نداشته است، اما بواسطه ازدواج، يك نفر ديگر نيز در مدار برنامه ريزى و توجه او قرار مى گيرد و حاضر است از وجود خود و داشته هاى خود به ديگرى نيز عطا كند و بواسطه محبت و دوستى كه ايجاد ميشود ((من)) وجودى فرد گسترش يافته و از مدار صرف خودبينى خارج مى گردد و تلاش براى آسودگى، رفاه و آسايش يك نفر ديگر حكايت از بزرگ شدن روح فرد مى كند چرا كه وى، يك نفر ديگر را تحت لطف قرار مى دهد و بواسطه وى يك نفر ديگر زندگى راحت ترى را تجربه مى كند.

2 تمرين محبّت كردن: در ازدواج يك اتفاق مهم ديگر مى افتد و يا بايستى بيفتد و آن صميميت و دوستى بين دو نفر است و اين يكى از اهداف مهم دين اسلام است كه افراد با هم دوست و صميمى شوند. خداوند در ازدواج چاشنى يك ارتباط محبت آميز را با قرار دادن مودت و رحمت بين زوجين قرار داده است، بنابرين ازدواج يكى از بهترين زمينه ها براى تمرين محبت كردن آنهم يك محبت حلال، طيب و مهمتر از همه واقعى را فراهم مى كند و همين تمرين محبت كردنها كم كم انسان را و روحش را بزرگتر و رئوف تر مى كند.

3 تمرين در ارتباطات: در ازدواج فرد سالها تمرين مى كند كه رابطه محبت آميز را چگونه حفظ كند و آنرا در حد عالى نگه دارد و اين تلاش خود بخود تغييرات عميقى را در افراد بوجود مى آورد، وقتى فرد عادت كند سالها به خوبى صحبت كند، اهل عطوفت و گذشت باشد، رفتار مهربانى داشته باشد، اهل خير و انفاق باشد و آنقدر روحش بزرگ شود كه ديگرى را برخود مقدم بشمارد يا حداقل به اندازه خودش به او اهميت دهد، مطمئناً بعد از گذشت چندين سال، خواهيد گفت اين فرد بافرد قبل از ازدواج خيلى فرق كرده و خيلى بهتر شده است.

4 شخصيت مفيدتر و مستقل تر: در ازدواج بدليل اينكه افراد با واقعيتهاى زندگى بيشتر مرتبط مى شوند و مسئوليت هاى بيشترى را بر عهده مى گيرند، لذا جسم و ذهن هر دو براى بهبود و رفاه زندگى تلاش بيشترى را مى كنند و نتيجتاً فرد از لحاظ فردى از حالت نياز و وابستگى به سوى استقلال و خودكفايى گام بر مى دارد و از لحاظ اجتماعى فرد كم كم از يك وجود مصرف كننده به وجود توليد كننده يا خدمات دهنده در اجتماع تبديل مى شود.

5 و باز هم ادامه خط سير بزرگ شدن انسان: آنزمان كه فرزندانى هم به جمع زوجين اضافه شوند، اين بار زن و مرد از مقام زوجيت به مقام والدين ارتقا مى يابند و چه زحمتها، تلاشها و كوششها براى اينكه انسانى ديگر به اين دنيا قدم بگذارد و رشد و پروش يابد را متحمل مى شوند و اگر زمانى زن و مرد به يكديگر عشق مى ورزيدند به اين دليل بود كه از همديگر لذت مى بردند، با آمدن فرزندان، علاوه بر خود به كسانى ديگر نيز مهر و محبت مى ورزند، اما اين دفعه نه به اين دليل كه نفعى و لذتى ببرند، بلكه بدين علت كه نفعى برسانند و بهره اى را ارزانى كنند. و در اين مقام است كه انسانها با كمى توجه به رشحاتى از مفهوم خدا بودن و بنده پرورى پى مى برند.

شايسته است:

1 با بالا بردن اطلاعات خود نسبت به موضوعات زندگى و آگاهى از مهارتهاى زندگى سعى نماييد بيشتر از قبل آماده زندگى اينده شويد.

2 با شناخت افكار، احساسات و الگوهاى رايج زندگى خودتان و ديگران و مواجه شدن با واقعيات زندگى سعى كنيد، بر مشكلات فايق آييد.

3 زندگى در اين دنيا براى هيچ كس كامل نيست. بدون شك زندگى «داشته ها» و «نداشته هاى» فراوانى دارد. اگر انسان به داشته هاى خود توجه كند و از آنها لذّت ببرد، راحت تر مى تواند نداشته ها را تحمّل كند، اما اگر كسى داشته هاى خود را نبيند، زندگى را يكسره محروميت مى داند و در آن، هيچ نقطه اميدى نمى يابد و همه زندگى، يكپارچه براى او سختى و تلخى است كه واقعاً چنين زندگى اى را نمى توان تحمّل كرد. به زيباييهاى زندگى فعلى خود نگاه نماييد.

مخاطب گرامى!

براى شما مناسب نيست با وجود شرايط مناسب مثل تدين و اخلاق، خواستگاران خود را رد كنيد. يعنى اگر خواستگار شرائط لازم و مورد نظر را واجد باشد و شما پاسخ منفى بدهيد خود شما زيان مى‏بينيد همان گونه كه اگر خواستگار شرائط لازم را نداشته باشد و شما پاسخ مثبت بدهيد نيز مسئول هستيد و زيان آن نصيب خود شما مى‏شود. لذا بايد ابتدا دقيق از شرائط یک فرد شايسته آگاهى داشته باشد و سپس اولويت هر يك از شرائط و اهميت هر يك را نيز معين كنيد مثلاً ايمان يك شرط است و سطح آگاهى يك شرط ديگر در حالى كه هر دو از اهميت يكسان برخوردار نيستند در مرحله بعد، از وجود شرائط شايسته در فرد مورد نظر تحقيق كرده و به صورت قطعى علم و آگاهى بدست آوريد كه آيا او واجد اين شرائط هست يا نه حالا اگر خلاف اين تحقيق عمل كنيد مسئول هستيد اگر بررسى‏ها به اين نتيجه برسد كه خواستگار فردى لايق است و شما پاسخ منفى بدهيد مسئول هستيد همچنانكه اگر بررسى‏ها و تحقيق او را فردى نامناسب برايتان معرفى نمود شما پاسخ مثبت دهيد نيز مسئول هستيد. حتى اگر در تحقيق سهل‏انگارى كنيد نيز مسئوليت داريد پس بر اساس تفكر و تعقل و اعتماد به افراد قابل اطمينان زندگى خود را پايه‏ريزى كنيد و تصميم بگيريد تا نزد خداوند و عقل خود سرافراز و مأجور باشيد.

ان شاء الله.

0
0

دانلود فایل صوتی از اینجا
متن فایل صوتی استاد طاهری :
بسم¬الله¬الرحمن¬الرحيم، سلام، بعضي از افراد مانند شما گاهي حرف¬هايي که مي¬زنند که ازدواج گاهي زحمت ما را بيشتر مي¬کند. چند تا مثال براي شما مي¬زنم: بعضي از افراد مي¬گويند: ازدواج يعني سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي و سه سال جنگ و سي سال تحمل. اين تعريف از ازدواج کاملا درست است اما به شرط اينکه انتخاب و ازدواج ما غلط باشد و زندگي را بصورت غلط ادامه دهيم. بعضي از افراد مي¬گويند: ازدواج مانند سفر بين چهار تا شهر است. از شهر زنجان شروع مي¬شود سپس به شهر ميانه مي¬رود، سپس به شهر سيرجان مي¬رود و سپس به شهر برازجان مي¬رسد. ابتداي آن شهر زنجان است. شما ديديد که آقايان با خانمان خود چگونه صحبت مي¬کنند؟ شما خوب هستيد، شما اينها و سپس آنهاي شما هم خوب هستند. ابتداي ازدواج چنان زنجان، زنجاني مي¬کنند سپس اوضاع چنان ميانه مي¬شود که پنجاه پنجاه است. سپس سيرجان مي¬شوند که از دست همديگر سير مي¬شوند و سپس برازجان مي¬شوند که برو از جان من و چه مي¬خواهي؟ اين تعريف از ازدواج کاملا درست است اما به شرط اينکه ما بصورت بد انتخاب کنيم. سوال شما هم همين مورد است. گاهي اينکه مي¬گوييم: مشکلات زياد مي¬شوند، وفاداري و بيراهه روي پسران در حال فرياد زدن است، بله اما اين موارد به اين شرط هستند که زنان زنانگي خود را نشان ندهند. زنان نتوانند شوهر خودشان را مجذوب خود کنند. زنان نتوانند از حريم خانواده خود دفاع کنند و اين حريم امن را پيدا کند که اگر اين حريم امن باشد، هيچ موقع آقايان امنيت را در خارج از منزل انتخاب نمي¬کنند. هنگامي آقايان در خارج از خانه کسي را انتخاب مي¬کنند که در حال گدايي امنيت در بيرون از منزل هستند حتي فرزندان هم در خارج از منزل در حال گدايي امنيت هستند. اگر فرزندان در خانواده امنيت عاطفي، امنيت رواني و امنيت درکي داشته باشند که پدران و مادران آنها را درک کنند، فرزندان هيچ موقع در خارج از خانواده دچار آسيب نخواهند شد اما شما سوال کرده بوديد که دليل ازدواج چيست و چرا ما بايد ازدواج کنيم؟ ازدواج¬هاي غلط گاهي اهداف غلطي دارند يعني مثلا ازدواج به اصرار پدران و مادران، ازدواج بخاطر خواهران و برادران کوچکتر، ازدواج با شغل کسي، ازدواج با قيافه کسي. اين موارد موجب مي¬شوند که آسيب¬هاي ازدواج بالاتر روند. اگر بگويند: براي ازدواج نود و نه تا دليل داشته باشيد که اگر يکي از اين دلايل در زندگي شما از بين رفت و به آن دليل نرسيديد، هنوز که هنوزه اگر شما به چهار يا پنج تا از آن دلايل هم نرسيديد، نود و پنج دليل ديگر براي زندگي کردن داشته باشيد اما ازدواج مانند يک کوهنوردي دو طرفه است که اگر شما خواستيد که به کوهنوردي رويد بهتر است که بصورت دو نفره باشد. چون:
1) در طول مسير مي¬توانيد با همديگر صحبت کنيد که متوجه چگونگي طي شدن مسير نشويد و خستگي کمتري را احساس کنيد.
2) گاهي از سقوط پشيمان مي¬شويم و اين نفر دوم است که به ما روحيه مي¬دهد و ما را به ادامه مسير ترغيب مي¬کند.
3) ما مي¬توانيم وسايل مورد نياز براي کوهنوردي را بين خودمان تقسيم کنيم. هنگامي که بار تقسيم مي¬شود فشاري که بر روي هر کدام از ما مي¬آيد کمتر مي¬شود.
4) گاهي سقوط مشکل مي¬شود طوري که بصورت يک نفره نمي¬شود سقوط کرد و ما مي¬توانيم به يکديگر کمک کنيم.
5) دو نگاه و دو تحليل داريم بنابراين اشتباهات ما در سقوط کمتر مي¬شود.
6) در مواقع خطر به يکديگر کمک مي¬کنيم و خطرات راه کمتر است.
ازدواج قله¬ زندگي است که هنگامي که بخواهيم بصورت دو نفره آن را فتح کنيم خيلي مي¬توانيم به يکديگر کمک کنيم. خيلي مي¬توانيم به درد دل همديگر برسيم. خيلي مي¬توانيم به داد همديگر برسيم. بعضي از افراد مي¬گويند: ما افراد بسياري را مي¬شناسيم که ازدواج کردند و بدبخت شدند. درست است چون اين افراد معيارهاي ازدواج را نمي¬شناسند. اگر شريکي که براي زندگي انتخاب مي¬کنيم درست باشد قله¬هاي زندگي را خيلي سريع و به آساني عبور مي¬کنيم، زندگي شيرين¬تر مي¬شود و ديگران به اين زندگي قبطه مي¬خورند اما اگر انتخاب ما نادرست باشد فقط داريم تلخ¬کامي¬هاي خود را زياد مي-کنيم و حوادث ناگوار بيشتري را در زندگي خود رقم مي¬زنيم و خودمان و او را آزار مي¬دهيم. دلايل ازدواج عبارتند از:
1)رشد معنوي: پيامبر اکرم(ص) فرمودند: فضيلت خواب نفر متأهل از فضيلت جوان مجردي که روزها را روزه بگيرد و شب¬ها را به عبادت بگذراند بيشتر است. چون جواني متأهل به آرامش رسيده است. قرآن مي¬گويد: به “لتسکنوا” رسيده است. “لتسکنوا” از چی ؟ از غرايز جنسي، محبت، درک، از همه این ها به آرامش رسيده است. در آرامش بهتر مي¬توان خدا را عبادت کرد لذا ثواب خواب يک انسان متأهل هم بيشتر است. اگر رشد معنوي، مجرد بودن بهتر بود، شخصی خدمت حضرت آمد و گفت: من نمی¬خواهم ازدواج کنم بلکه می¬خواهم به عبادت برسم سپس حضرت فرمودند: نه اشتباه می¬کنی. اگر در ازدواج نکردن فضیلتی بود مادر ما فاطمه(س) به این فضیلت اولی بود. پیامبر اکرم(ص) هم فرمودند: ((هیچ بنایی در اسلام محکمتر از ازدواج نیست.)) در مورد کنترل غریزه جنسی، انسان هنگامی که شوهر دارد یا هنگامی که همسر دارد هنگامی که: 1) از نظر جنسی این غریزه جنسی انسان رشد می-کند، بهترین، حلال¬ترین و امن¬ترین جا برای خالی کردن غریزه جنسی در خانواده و در امر ازدواج است. در آرامش هم هست. در آیه 21 سوره روم گفته شده است: ((از جنس خودتان برای شما همسر آفریدیم تا در کنار او آرام باشید.)) و ضرب¬المثلی که “چکی” می¬گوید: ((خانه بدون زن مانند چمن بدون شبنم است.)) که آن لطافت و آرامش را ندارد. “بالزایگ” می¬گوید: ((خانه بدون زن مانند گورستان می¬ماند.)) شهید مطهری می¬گوید: ((ازدواج آغاز محدودیت نیست بلکه پایان محرومیت است.)) همیشه خانواده ما هنگامی که مجرد هستیم، می¬ترسند و به ما می¬گویند: این کار را نکن. با چه کسی بیرون می¬روی. دیر نیایی. زود برو. در صورتیکه هنگامی که ما ازدواج کنیم دیگر اینگونه نیست و آزاد می¬شویم که محرومیت¬های ما از بین می¬روند. در مورد فرزند صالح و بقا نسل، تا کی می¬خواهی بصورت یک نفره جلو روی؟ انسان با توجه به هزینه¬ای که می¬کند و کاری که می¬کند، می¬بیند که هر روز بچه¬ای جلوی او در حال بزرگ شدن است و ثمره زندگی خود را می¬بیند. این مورد خیلی به انسان امید می¬دهد با اینکه هر روز برای خودت خرج می-کنی و می¬بینی که هر روز هم در حال پیرتر شدن هستی و هم نا امیدتر شدن و افسرده¬تر شدن ولی هنگامی که تو ببینی که با زندگی خود به کسی زندگی می¬دهی و او بزرگ می¬شود و این هر لحظه لذت تو را از زندگی چند برابر می¬کند. افزایش روزی هر مقداری که الان درآمد داری هنگامی که ازدواج می¬کنی مقدارش بیشتر می¬شود. خدا گفته است: اگر تنگدست باشی (در سوره نور گفته شده) نانی است. اگر تنگدست باشی به فضل خودم شما را غنی می¬کنم.
نکته دیگر این است که مسئولیت¬پذیری هم در شما زیاد می¬شود. الان فقط شما خودتان هستید. می¬گویید که خانه می¬روم، مادرم غذا درست می¬کند. خانه می¬روم، پدرم فلان کار را می¬کند اما هنگامی که خودتان متاهل شوید دیگر تمام بار مسئولیت روی دوش خودتان است. اگر غذا دیر نپزید غذا ندارید که بخورید و این مورد مسئولیت¬پذیری می¬شود. شهید مطهری می¬گوید: یکسری خصایص اخلاقی هستند که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی¬تواند آنها را کسب کند. اخلاقیات، اخلاقیان و ریاضت کش¬ها که این دوران را گذرانده¬اند تا آخر عمر نوعی خامی و بچگی در آنها موج می¬زند. هنگامی که من ازدواج می¬کنم ، از من خودم بیرون آمدم و تو هنگامی که از من خودت بیرون آمدی تازه می¬توانی رشد کنی و به تکامل برسی، بعد از این تکامل هم رشد است یعنی من در خصوصی¬ترین جاهای زندگی خودم، شما می¬بینی که در خصوصی¬ترین جاهای زندگی خودت کسی دیگر هم هست که تو گاهی باید از خودت بگذری تا او هم تامین شود. فقط من نیستم که من اینطوری می¬خواهم، من اینطوری می¬خواهم بخوابم، من این را می¬خواهم بخورم، من اینجا می¬خواهم بروم بلکه گاهی در خصوصی¬ترین جاهای زندگی خودت هم کسی دیگر در کنار تو باشد و تو اینجا از من بیرون آمدی که دیگر خودت نیستی، ما شدی و غرورها از تو بیرون می¬روند و این موارد را جز در ازدواج نمی¬شود بدست آورد و دلایلی دیگر. این تکنیک در بحث روانشناسی هم هست که اگر می¬خواهی موفقیت کسب کنی باید قوانین دنیا را بشناسی و همراه با قوانین باشی. اگر بر خلاف جریان آب شنا کنی انرژی زیاد مصرف می¬کنی و اگر هم پیشرفت کنی پیشرفت تو خیلی کم است اما اگر مطابق جریان آب شنا کنی با کمترین دست و پا زدن می¬بینی که در حال طی بیشترین مسیر هستی. قانون طبیعت در جفت بودن است. قانون طبیعت در همسویی با طبیعت است. قانون طبیعت این است که هر چیزی را خداوند جفت آفریده است و تو با ازدواج کردن به این قانون طبیعت نزدیک می¬شوی و می¬توانی این قانون طبیعت را برای موفقیت خودت ایجاد کنی و دلایل زیادی هست که اگر می¬خواهید که در مورد ازدواج بیشتر از این اطلاعات کسب کنید CD ازدواج موفق که صحبت¬های دکتر فرهنگ است را تهیه کنید و فکر می¬کنم که مباحث خیلی جالبی در آن باشد تا بتوانید بیشتر به این امر ملزم بشوید.

نمایش 2 نتیجه
پاسخ شما

لطفا جهت ثبت ابتدا یا ثبت نام کنید